June 2008
138 posts
Hesitation Brings Levitation →
به جای جمله ثقیل «ببینم چیکار می تونم بکنم» بگویید «نمی تونم».
Jun 30th
56 →
سال گذشته،دکتر هشتادمین سالگرد تولد خودرا جشن گرفته بود. قصدداشت درهمان مراسم،بازنشسنگی خودرا نیز اعلام کند، ولی این کار را نکردو درعوض اظهار داشت: “پس از مرگ،فرصت زیادی برای استراحت…
Jun 29th
یونانی →
عصر داشتند زیر باران آهنگ‌های یونانی می‌زدند. یک حلقه از آدم‌ها دست هم‌دیگر را گرفته بودند دور بقیه می‌رقصیدند. بقیه هم سرجایشان قر می‌دادند. به یکی گفتم انگار فقط گربه‌ها از خیس شدن بدشان می‌آید….
Jun 29th
من در این تاریکی به دنبال نقطه ای روشن میگردم... →
من در این تاریکی به دنبال نقطه ای روشن میگردم افسوس که نقطه ها کوچک اند و چشمان من ضعیف  
Jun 29th
خیره به گذشته →
زمان چشم به راه آینده و من هنوز … به گذشته خیره ام !
Jun 29th
54 →
اشتباه نکنید، ما نمی‌خواهیم که شما بروید و نماز و روزه مردم را درست بکنید. برعکس ما می‌خواهیم که به‌اسم مذهب آداب و رسوم قدیم را رواج بدیم. ما به‌اشخاص متعصب سینه‌زن و شاخ‌حسینی و
Jun 29th
نه شیر داره، نه غیره →
آدم رو از بچگی با این مفاهیم آشنا می‌کنن، بعد که بزرگ میشه میخواد بخوره میگن نمی‌دونم پیشی برد و لولو خورد و استکبار جهانی و استعمار فرهنگی و … یه شعر دیگه یاد بچه مردم بدین خب! …
Jun 29th
گشاد... →
- بابایی، چرا ما اینقد زندگی خسته ای داریم( بدبختیم ) ؟ - پسرم الکساندر، چون من بین کار و مادرت، مادرتو انتخاب کردم…
Jun 29th
حرف آخر →
بايد رفت…. خدانگهدار…
Jun 29th
تسبيح →
ديگر همه تسبيح‌ها برايم پاره شده. تسبيح به کارم نمي‌آيد.
Jun 29th
آشنای دیرین →
می نویسم به آشنای دیرین : دوستت دارم هنوز … … همین !
Jun 28th
اشتباه نکنید، ما نمی‌خواهیم که شما بروید و نماز و... →
اشتباه نکنید، ما نمی‌خواهیم که شما بروید و نماز و روزه مردم را درست بکنید. برعکس ما می‌خواهیم که به‌اسم مذهب آداب و رسوم قدیم را رواج بدیم. ما به‌اشخاص متعصب سینه‌زن و…
Jun 28th
معراج →
از [زیرِ] دامن زن، مرد به معراج می‌رود.
Jun 28th
طرح اولیه →
[بابا برقی در حال وق زدن در مورد لزوم صرفه‌جویی بوده، ناگهان برق می‌رود] … [در حالیکه اهل بیت مورد نظر به صلوات می‌پردازند، بابا برقی می‌گوید:] -  وایستا وایستا… من هنوز شلوارم رو پیدا…
Jun 28th
دل و ديده →
گويند آنكه از ديده رود از دل برود. اما تو در چشمان من جاي داري. مي‏داني؟
Jun 28th
عاشق →
ديدي چي كار كردي. الان همه فكر مي‏كنند من عاشق شده‏ام. اصلا عاشقي به من مي‏آيد.
Jun 28th
تسبيح →
تسبيحم پاره شده ولي هنوز من عاشقم. بايد دوباره تسبيح درست كنم. اين چندمين بار است. ديگر خسته‏شدم از ذكر من عاشق نيستم.
Jun 28th
بد عادت →
آنقدر بر زمين‏هاي خشكيده دلم باريدي كه در وجودم رخنه كردي. الان دلم فقط تو را مي‏خواهد فقط با باران تو آرام مي‏گيرد. هر باراني كه بر او ببارد بيرون مي‏ريزد. تو چرا مرا بد عادت كردي.
Jun 28th
رنگين‏كمان →
مي‏داني خنده‏هايت رنگي بود؟ مي‏خواهي بگويم چه رنگي؟ آري، خنده‏هاي تو به رنگ رنگين‏كمان بود. ديدي‏شان؟
Jun 28th
ابر →
چگونه مي‏توان تو را از ياد برد اي ‏ابري كه هميشه بر زمين‏هاي خشك قلبم مي‏باريدي. مي‏داني مدتي است خشكي قلبم را دريده. از وقتي كه نباريدي ديگر باراني نيست. حال كه هنوز هستي چرا نمي‏باري؟ ببار كه…
Jun 28th
مرداب عشق →
عشق مردابي است كه هر چه بگذرد تو بيشتر در‏ آن فرو مي‏روي. اما اين مرداب عشق من ديگر مرداب نيست خاك شده . خشك شده. اما بارو مي‏كني هر بيشتر مي‏گذرد من در اين خاك بيشتر فرو مي‏روم.
Jun 28th
عشق →
تسبيح به دست مي‏گيرم. تمركز مي‏كنم. بارها و بارها مي‏گويم عاشق نيستم. ازعاشقي بدم مي‏آيد. اما اگه به همه دورغ بگويم. چطور مي‏توانم به خودم دروغ بگويم. چطور وقتي كه هستم و عشقم را دوست دارم…
Jun 28th
چرا ها →
چرا من چرا عاشقم را از ياد برده‏ام؟ چرا من نبايد به چرا من عاشقم فكر كنم؟ چرا من نبايد براي چرا من عاشقم جوابي داشته باشم؟ و اصلا چرا تو تمام چرا‏هاي مرا تباه كرده‏اي؟
Jun 28th
... →
نمي‏دانم چرا همه‏اش حس مي‏كنم در تيرس ديد تو هستم!؟
Jun 28th
گوشه دنج حوا →
- آمدی گوشه دنج حوا. - هوس ستاره‌ کردم. چرا اسم اینجا را گوشه‌‌ دنج حوا گذاشتید؟ - برای این‌که او پیدایش کرد. تا وقتی این‌جا بودند هر شب می‌آمد یک مدتی دراز می‌کشید ستاره‌ها را نگاه می‌کرد. -…
Jun 27th
جوانها تا جوان هستند باید بروند جنگ و آدم تک پاره... →
جوانها تا جوان هستند باید بروند جنگ و آدم تک پاره ببینند جوانها باید دست بریده ببینند خون ریرخته روی سلاح جوانها باید کلاه سبز بگذارند و چکمه سیاه بپوشند جوانها باید جوانها باید
Jun 27th
54 →
ما را به رندی افسانه کردنـد /پیران جاهل شیخان گمراه از دســـت زاهد کردیم توبــه /وز فعل عابـد اســــتغفرالله ماشیخ وواعظ کمترشناسیم /یا جام باده یا قصـــه کوتـاه مهر تو…
Jun 27th
قفل →
… دیگر عمریست که درها را شب قفل نمی کنم اما هنوز نیامده ای …
Jun 27th
Untitled →
این روزها که میگذرد ، جیبهایم پاره تر میشود و من به خدایم نزدیک تر میشوم
Jun 27th
Untitled →
این روزها که میگذرد ، جیبهایم پاره تر میشود و من به خدایم نزدیک تر میشوم
Jun 27th
مثل برنده ها فكر كنيد ... →
  بازنده ها در هرجوابي مشكلي را مي بينند ولي برنده ها در هر مشكلي جوابي را مي بينند . سعي كنيد مثل برنده ها فكر كنيد.        
Jun 27th
۵۳ →
می گه : لذتی که در پاس کردن است در ۲۰ گرفتن نیست !
Jun 27th
بند →
بالاخره در بند آن خنده‌ی معصومانه‌ایم یا همان نگاه بی‌اعتنا؟
Jun 26th
The Break-Up →
جدل می کردند و فحش می دادند و فحش ها وزنه می شد بسته به پای رابطه غرق شونده شان.
Jun 26th
اینه! →
هی پسر بهانه واسه نوشتن کم نیست! مثلا نبودن بهانه واسه نوشتن خودش میتونه یک بهانه باشه که من باهاش این پست و نوشتم!
Jun 26th
درباره اپرای قورباغه‌های مرداب‌خوار →
روزنامه ایران - قورباغه ها و آدم ها! روزنامه کارگزاران – داستان های فوری روزنامه اعتماد - اپراي قورباغه هاي مرداب خوار روزنامه اعتماد – عنکبوت بافی وبلاگ سودارو - عنکبوت بافی وبلاگ…
Jun 26th
ماهی →
با خدا سر نبودنش شرط بسته ام.
Jun 26th
دردِ عشق و انتظار →
ورسیونِ اصلی ِ این نوای ایرانی را «همایون‌خانِ خرّم» ساخت و صدای آن‌روزها، صدای بانو «پروین» بود. این‌یکی، اجرای بی تار و تمبک همان‌ست. فقط شعر «تورج‌خانِ نگهبان» مانده و ریتم. می‌بَرَدتان لای…
Jun 26th
فرار →
سرِ زمین فوتبال با بچه‌های بلوک دوازده دعوا کرده بودیم. سنگ پرت می‌کردیم به هم. سنگو ول دادم تو هوا، نگامو پشت سرش. سرعت سنگ زیاد و زیادتر شد. کله‌ی حامدو نشونه گرفته بود، عین گولّه می‌رفت….
Jun 26th
ان‌شا‌الله →
ما همه فاقد مغز مکفی‌ایم… بر صف دشمنان حمله می‌بریم
Jun 26th
Link →
Jun 26th
سؤال →
عرض شود حالا که ما در زبان می‌اندیشیم و حتی زبان ما را می‌اندیشد که البته بماند برای بعد، این مسایلی که در بیان دچار کژفهمی و کژتابی می‌شوند و حتی نویسنده و متفکر اگر ضعف بیان نداشته باشند باز در…
Jun 26th
شرافت... →
  مردن روي پاها بسيار شرافتمندانه تر از زندگي روي زانوهاست…    
Jun 26th
راننده خوب و راننده بد →
تنها معیار موجود برای تشخیص راننده خوب از بد میزان کرایه ایست که میگیرند !
Jun 25th
?????????????? →
??… ???????? ???? ???? ?????? ?????????? ???????? ???????? ?? ?????? ???????? ???????????????? ?????? ???????????????? ???? ?????? (???? ?????????? ?????????? ???? ???? ???? ????…
Jun 25th
?????? →
- ???????? ????????????? ???????? ???????????? - ?????????? ???? ???????? ???????? ???????? ??????????!
Jun 25th
توی راه پله ها صدا میومد صدای گيتار گفته بودم... →
توی راه پله ها صدا میومد صدای گيتار گفته بودم که من عاشق صدای گيتار نيستم من عاشقه صدای ويلون سلم می فهمی؟ این ولی فقط صدای گيتار نبود میدونی یه مردی بود یه مردي كه ماله من بود روی یه تخت…
Jun 25th
ویرجین →
خدای نکرده!
Jun 25th
53 →
+ از کدوم طرف می‌ری؟ رشت یا چالوس؟ - از جاده‌ی … + چالوس! - آخه خوب از جاده چالوس یاد یه نفر می‌افتم + خوب منم یاد خیلی چیزا می‌افتم، ولی اونجا رو بیشتر دوس دارم…
Jun 25th
اوامر موثق →
تاسیس اولین شرکت جامعه‌ی آماری در جهان به دست متخصصان غیور و هوشمند ایرانی را به عموم هم‌وطنان عزیز تبریک می‌گوییم.
Jun 25th